وقتی رفتی...
زخمی به عمق غریبی من جا گذاشته ای...
بدون هیچ لرزش لبانی...و هیچ لغزش چشمانی...
نه شا نه ای مانده برایم...و نه قلبی که عاشق شود بی تو...
بدون هیچ نوازشی ...و بی هیچ خاطره ای...که تو را بیاد بیاورم...
بی هیچ تردیدی...اشکهایم مرهم چشمهایم می شود شبها...
و بشودهر سپیده ...خورشید نگون بختم دوباره طلوع کند بی تو...